سریال ترکی روزگاری در چکورواسریال ترکیه ایفرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۳۴۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۴۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا را می توانید مطالعه کنید. این مجموعه ترکیه ای باء نام ” زمانی در چوکوروا ” نیز در ایران شناخته می شود. ژانر این سریال درام رمانتیک است و کارگردانان این سریال مورات سراچ اغلو می باشد. نخستین قسمت از این مجموعه در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۸ از شبکه آ تی وی پخش شد.

خلاصه داستان قسمت ۳۴۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۴۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۴۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

فردای آن روز امید که احساس خوشبختی میکنه با خوشحالی دمیر را از خواب بیدار می‌کند و بهش می‌گوید که صبحانه آماده ست. آنها بعد از صرف صبحانه به داخل شهر می روند و عاشقانه باهمدیگه قدم می زنند و خوش میگذرونن.
زلیخا که دیگه جان تو بدنش نمانده همانطوری که روی زمین افتاده، به سختی اسم دمیر را صدا می کند.
عدنان تو حیاط عمارت در حال بازی کردن است که فادیک با ناراحتی و غصه بهش نگاه میکند و بهش میگوید، شاید عدنان دیگه یتیم شده باشد. ثانیه از این حرف فادیک استرس میگیره و او را به خاطر این حرفهای منفی دعوا میکند.
یک روز دیگه هم گذشته و هنوز خبری نه از زلیخا شده و نه فکرت. چتین از دست فکرت به شدت عصبانی است و به خودش مطمئن است که زلیخا را فکرت برده .
فکرت به داخل شهر می رود که میبیند همه جا حرف از زلیخاست. او از اهالی شهر درباره زلیخا می پرسد ک بهش میگن دو روزه نیست گم شده.

چتین پیش تکین می رود و بهش می گوید که همه جای چکوروا را گشته اند ولی اثری از زلیخا پیدا نکرده اند. تکین میگوید اگه تا چند ساعت دیگه هم پیدا نشد پیش پلیس می رود. همان موقع فکرت وارد شرکت می شود. تکین وقتی فکرت را میبیند با عصبانیت به سمتش می رود و او را به انبار می برد و ازش میپرسد که زلیخا کجاست؟ چه بلایی سرش آوردی؟ تکین با فکرت دعوا می کند که واسه کینه ای که با دمیر داره، پای زلیخا را وسط کشیده و دارد او را اذیت می کند. فکرت که کلافه شده می‌گوید من با زلیخا کاری نداشتم و ندارم آخرین باری که دیدمش دو سه روز قبل بود. تکین میگه تمام اجرارو برام تعریف کن. فکرت تکین را با خودش به جنگل می برد و میگه وقتی از شرکت اومدم بیرون تو جاده دیدم زلیخا داره تعقیبم میکنه. رفتم تو جاده خاکی که گمم کنه ولی پشت سرم اومد. از ماشینش پیاده شد دنبالم میگشت که یه لحظه عصبانی شدم و یقه لباسشو گرفتم ولی بلافاصله رهاش کردم و رفتم. تکین ازش میپرسد که چرا به شرکت دمیر رفتی؟ اما فکرت میپیچونه و چیزی بهش نمیگه. آنها با همدیگه اطراف جنگل را می‌گردند و زلیخا را صدا می زنند. زلیخا صدایشان را می شنود ولی چون رمقی واسش نمونده، با یه تکه سنگ به سنگی دیگه می زند ، ولی آنها چیزی نمی شنوند.

خلاصه داستان قسمت ۳۴۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۴۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

شب هنگام دمیر و امید به چکوراوا برمیگردند. امید میگه خوشبختیم تموم شد که دمیر میگه تازه شروع شده و به امید وعده زندگی آینده را میدهد و سپس به خانه اش می رساند . امید اصرار میکند که به خانه بیاید و یک قهوه بخوره بعد از کمی استراحت کردن برگردد. دمیر از خانه امید به عمارت زنگ می زند. سودا با شنیدن صدای دمیر به سرعت خبر گم شدن زلیخا را میدهد دمیر شوکه می شود و به سرعت به عمارت می رود. تکین بهش می‌گوید همه جا را گشتیم ولی هنوز زلیخا را نتوانستیم پیدا کنیم.
فکرت وقتی پیش بختیار می رود، او بهش می‌گوید که به خاطر رفتاری که با مژگان داشته مجبور شده بهش درباره دوست دختر سابقش مونیکا در آلمان بگوید. فکرت عصبانی می شود که موضوع دو سال پیش را وسط کشیده. بختیار میگه مژگان ول کن نبود و من نمی‌توانستم بگم که فکرت غرق در انتقام از دمیر یامان هستش. او باز هم فکرت را نصیحت میکند تا بیخیال انتقام بشود. فکرت عصبی می شود و می رود.

مژگان به اتاق فکرت می رود و با غمی که دارد به وسایلش نگاه میکند. دمیر به پلیس خبر می دهد و اکیپ پلیس جمع می شوند تا همه جا را بگردند. ولی باز هم نی توانند زلیخا را پیدا کنند.
صبح وقتی پلیس به خانه دمیر می آید تصمیم میگیرند تا از سگ های تربیت شده استفاده کنند. پلیس میگه باید از آنکارا سگ بیاورند و تا شب طول میکشد. شرمین بهشون می‌گوید کسی در چکوراوا هست که سگ تربیت می کند.
امید به عمارت دمیر رفته از دور به آنها چشم میدوزد.
پلیس ها با سگ ها به جنگل می روند و بعد از مدتی سگ ها زلیخا را پیدا میکنند. دمیر و تکین به سمت زلیخا می دوند و میبینند که بیهوش روی زمین افتاده . آنها پایش را از تله در می آورند و دمیر او را در آغوش گرفته و سریع به سمت بیمارستان می برد…

۰ ۰ آرا

رأی دهی به مقاله

برای امتیاز به این نوشته جدولیاب کلیک کنید!

[کل: ۰ میانگین: ۰]



l

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا